حسن حسن زاده آملى
343
ده رساله فارسى (فارسى)
خورشيد است و چهبسا كه در حال اجتماع ساتر خورشيد نباشد . حال كه چنين است يقين به واقع نداريم كه آيا آن دو زير خورشيدند و يا زبر آن ، چه اينكه آنانرا اختلاف منظر محسوس نيست تا بدان ابعاد آنها دانسته شود ، و از ابعاد به معرفت ترتيب آنها واقف شويم : لذا ديدهايم ترتيبى را كه از عهد قديم قائل بودهاند به اقناع نزديكتر است چه اين كه با امر طبيعى مناسبتر و شبيهتر است . خواجه گويد : كه شيخ رئيس در كتابهايش آورده است كه وى زهره را چون خالى بر روى خورشيد ديده است . و صالح بغدادى در كتاب مجسطى خود حكايت كرده است كه نيز ابا عمران در بغداد ، و محمد بن ابى بكر حكيم در فرسين نواحى تولك ، در دو بار بفاصله بيست و اندى سال زهره را كه بار نخستين در ذروه تدوير ، و بار دوم در حضيض آن بوده است بر قرص شمس ديدهاند . سپس خواجه در پايان سخنش گفته است : « فهذا ما وجدته فى هذا الباب ، و لم يقيد الوضع و الوقت احد منهما » ضمير « منهما » راجع به ابو عمران و محمد بن ابى بكر است . و مراد از « وضع » ، نسبت زهره با شمس است كه مثلا آيا زهره شمالى بوده است يا جنوبى و در چه طولى . و مقصود از « وقت » ، تاريخ آن حالت است . يعنى آنانكه زهره را در صفحه شمس ديدهاند ، وضع زهره و تاريخ آن حالت را بيان نكردهاند تا از آن تقويم شمس ، و نيز تقويم و عرض زهره را استخراج كنيم تا صحّت يا فساد آنچه گفتهاند بر ما ظاهر گردد . و آن كه بطليموس در پايان سخنش گفته است : اقرب الى الإقناع لأنه أشبه بالأمر الطبيعى لتوسط الشمس الخ . نظام الدين نيشابورى در شرح مجسطى در بيان آن گويد : يعنى انما كان كذلك